مهمانی پنجشنبه شب
سلام عزیزان.اول بگم که علت اینکه اینقدر با تاخیر این پست رونوشتم،این بود که ویندوزمون مشکل دار شده بود و تا نصب شد طول کشید . با هماهنگی مسئول مربوطه(مامان ریحانه) و به دعوت مامان سارا جون و اینکه خودمان هم دلمان مهمانی میخاست،پنجشنبه خودمان و دخملیها رو آماده کردیم و شوهری بنده خدا ما رو رسوندن.وقتی رفتیم ،دیدیم که مامان رومینا جون هم به همراه خواهری و فندقی هم اونجا هستن .خیلی از دیدنشون خوشحال شدم،فقط حیف که زود رفتن و من یادم رفت که از رومینا جون عکس بگیرم.البته قبل از اومدن ما اونا عکسهاشون رو گرفته بودن.خلاصه اینکه کلی بهمون خوش گذشت.ثنا جون و ستایش خانوم،خاله ی ریحانه و سارا کلی با هم بازی کردن و آخر شب تازه ناراحت بودن که هنوز بازی...









